استرس و اضطراب، واقعیت یا مَجاز؟

اگر ابتدای داستان رو نخوندید ابتدا این پست رو ببینید: داستان یک مسافرت با عمه همراه راننده پیاده شد و از ما خداحافظی کرد رو رفت. ماهم براش دعا کردیم. ما مجددا برگشتیم و در جاده اصلی به مسیرمون ادامه دادیم. مجددا مسافر جدید به ما اضافه شد. همچنان عمه ام نگران بودو گاهی این نگرانی … ادامه خواندن استرس و اضطراب، واقعیت یا مَجاز؟

داستان یک مسافرت با عمه

بخشی از مغز ما که به اسم مغز قدیم شناخته میشه وظیفه نجات جان ما رو بر عهده داره. مغز قدیم هنگام حس خطر سعی بر بدتر نشون دادن شرایط داره تا ما رو از محیط خطر دور کنه. چند روز پیش با پدر و عمه بزرگوارم به مسافرت رفته بودیم. به شهر الیگودرز در … ادامه خواندن داستان یک مسافرت با عمه

وقتی چراهایتان قوی شود چگونه ها بی معنا می شود؟

کدومتون الان به یه زبان زنده دنیا به جز زبان مادری مسلط هستید؟ خب بعضی ها بلدن … آیا الان تواناییش رو دارید که تا سال آینده دو زبان جدید مثل فرانسه و آلمانی رو یاد بگیرید؟ سخته ولی شاید یکی دوتامون بتونیم… کدوم یکی از شما می تونه در عرض یک سال به پنج … ادامه خواندن وقتی چراهایتان قوی شود چگونه ها بی معنا می شود؟

غلط تصمیم بگیرید. از گرفتن تصمیمات درست دست بردارید

دستیابی به خواسته ها یعنی گرفتن تصمیماتی که شما رو به آن خواسته ها می رسونه. گرفتن تصمیمات مطمئن کسل کننده و قابل پیش بینیه. گرفتن تصمیمات نامطمئن شما رو وادار به فکر کردن و پیدا کردن راه حل به روشی میکنه که تا به حال هرگز به اون فکر نکرده بودید. همچنین اون فکر … ادامه خواندن غلط تصمیم بگیرید. از گرفتن تصمیمات درست دست بردارید

از چالش ها فرار می کنید یا اونها رو در آغوش می کشید؟

پسری پیش پدرش رفت و گفت: پدر تو درد سر افتادم پدر جواب داد: می خواهند تو را بکشند؟ پسر گفت: نه بابا!!!! پدر گفت: پس برو جانم. مشکلی نداری پسرم. بهتره به خاطر کاری که کرده ایم پشیمان باشیم تا اینکه حسرت کاری را که نکرده ایم بخوریم. بسیاری از مردم تازه تو ۴۰ … ادامه خواندن از چالش ها فرار می کنید یا اونها رو در آغوش می کشید؟