برای مشاهده نتایج کلید Enter و برای خروج کلید Esc را بفشارید.

به این سه سوال فکر کنید

همیشه ما فروشنده ها رو به عنوان آدم های شارلاتان و به اصطلاح خودمون بنداز می شناسیم ولی تا حالا به این فکر کردیم که همه ی آدم ها فروشنده اند؟ شما به عنوان یک پدر وقتی دارید با فرزندتون صحبت می کنید در واقع دارید تجربیات خودتون رو بهش می فروشید. به عنوان مادر هم همین طور، آیا پدر و مادر آدم های  شارلاتانی هستند؟

یک قدم فراتر بریم، پیامبران هم فروشنده بودند و دین رو به مردم عرضه می کردند. همه ی انسان ها فروشنده اند و اصل زندگی اجتماعی بر فروشه.

به این سه سوال فکر کنید:

۱- فرض کنید خدا ناکرده تو بیمارستان بستری هستید. پرستار اول میاد و میگه که «خیلی متاسفم! شما یه بیماری دارید که باید حتما عمل انجام بدید. تو این عمل سخت از هر ۱۰ نفر ۱ نفر فوت می کنه، اگر راضی هستید لطفا فرم رو امضا کنید. من نیم ساعت دیگه میام.» و میره …

نیم ساعت دیگه پرستار دوم میاد با خوشرویی میگه «ســـــــلااام. به نظر امروز خیلی بهتری. یه عمل ساده داری، از آپاندیس ساده تر. این عمل ۹۰ درصد مواقع موفقه. فرم رو امضا کنید که بریم.»

سوال! شما کدوم پرستار رو انتخاب می کنید؟

پادشاهی خواب میبینه که همه ی دندوناش ریخته. صبح میگه خواب گذار ها بیایید. به خواب گذار اول میگه تعبیر کن. میگه شما مرگ تمام عزیزان خود را خواهید دید. پادشاه میگه این نخاله رو اعدام کنید.

به خواب گذار دوم میگه تعبیر کن، خواب گذار میگه سرورم عمر شما از عمر تمامی عزیزانتان بیشتر است. پادشاه میگه ۱۰۰ سکه زر به این خواب گذار بدهید.

سوال! پادشاه حرف کدوم خواب گذار رو انتخاب کرد؟

۲- فرض کنید که قراره دوستتون شام مهمونتون کنه، دو تا گزینه بهتون میده که هیچ کدوم رو نمی شناسید: ۱- قصر طلایی ۲- کلبه تنهایی

شما کدوم گزینه رو انتخاب می کنید؟

۳- فرض کنید دو نوع بلیط سینما به شما می دن و باید یکی رو انتخاب کنید: ۱- پرفروش ترین فیلم سال ۲- فیلم اول یک کارگردان

شما کدوم گزینه رو انتخاب می کنید.

 

تو سوال اول حرف هر دو پرستار و حرف هر دو خواب گذار رساننده یک پیام بود ولی نتایج متفاوتی داشت.

تو سوال دوم عموما قصر طلایی انتخاب میشه درحالی که ممکنه یه چلوکبابی زیرپله باشه

تو سوال سوم احتمالا پرفروش ترین فیلم سال رو انتخاب کردید در حالی که ممکنه ژانر مورد علاقه شما نباشه

 

درس مهم این نوشته از آنتونیو داماسیو

ما انسان ها ماشین های منطقی نیستیم. ماشین های احساسی هستیم که تفکر می کنیم

شما برای اینکه فروشنده خوبی باشید باید به ناخودآگاه مشتری بفروشید. حواستون به احساسات مشتری باشه

حتما اگر با خوندن این نوشته چیزی به ذهنتون رسید با ما در قسمت نظرات به اشتراک بذارید.