برای مشاهده نتایج کلید Enter و برای خروج کلید Esc را بفشارید.

از تخت خوابت جداشو تا دنیاهای جدید رو تجربه کنی

تو این پست که اولین نوشته من تو سال ۹۸ شمسی هست می خوام در رابطه با محدوده راحتی یا محدوده امن ( Comfort zone ) صحبت کنم. مغز ما دوست داره تو شرایطی قرار بگیره که براش آشنا باشه و میزان استرس تو اون فضا براش کم باشه. این فضا و شرایط حس امنیت به ما میده و به خودی خود چیز بدی نیست اما مسئله اینجاست که موندن تو این فضای راحتی یا محدوده امنیت باعث رشد و توسعه ما نمیشه.

تو سال ۱۹۰۸ دو تا روانشناس به اسم Robert Yerkes و John Dillingham Dodson یه پژوهشی رو انجام دادن و به این نتیجه رسیدن که وقتی آدم ها تو یه طیف خاصی از استرس و اضطراب قرار میگیرن کارایشون میره بالا. به این طیف که باعث افزایش کارایی افراد میشه نام اضطراب بهینه رو دادن. وقتی که از این اضطراب بهینه رد بشیم به جای اینکه کاراییمون بره بالا، کاراییمون کاهش پیدا میکنه، در واقع وقتی استرس و اضطراب از یه حدی بیشتر میشه مانع انسان از پیشرفت میشه. همچنین به اون محدوده ی بدون استرس که ما توش احساس راحتی می کنیم نام محدوده راحتی رو دادن

 

محدوده راحتی

 

چندتا از نمونه های خارج شدن از محدوده راحتی (تخت خوابتون) می تونه موارد زیر باشه:

  • صحبت با یه آدم غریبه تو تایم استراحت یه سمینار
  • صحبت در جمع ( مخصوصا وقتی قرار باشه با میکروفن صحبت کنید )
  • شروع یه کسب و کار جدید
  • خارج شدن از شغلی که دوستش ندارید و امتحان کردن یه شغل جدید
  • امتحان یه وسیله بازی جدید تو شهر بازی
  • امتحان یه غذای جدید که تا حالا نخوردید
  • مهاجرت به شهر یا کشوری که تا حالا بهش سفر نکردید
  • و …

باید حواسمون باشه که این لیست برای افراد مختلف می تونه متفاوت باشه و هر کسی محدوده راحتی مخصوص به خودش رو داره، ما باید محدوده راحتی مختص به خودمون رو پیدا کنیم و دنبال کار هایی باشیم که ما رو از این محدوده خارج کنه، این کار باعث میشه تا کم کم این محدوده راحتی بزرگ و بزرگ تر بشه و ما کارای بیشتری رو بتونیم بدون دغدغه انجام بدیم. یه جورایی میشه گفت که هرچی محدوده ی راحتی بزرگ تری داشته باشید می تونید فرد موفق تری باشید. در واقع به بیان دیگه میشه گفت که محدوده راحتی چیز بدی نیست و ما به دنبال توسعه و بزرگ کردن این محدوده هستیم.

محدوده ی راحتی را بشناسیم

خارج شدن از محدوده ی راحتی فواید زیادی برای ما داره، به نظرم مهم ترینش اینه که شما وقتی کار جدیدی رو که قبلا ازش ترس داشتید رو انجام میدید کم کم متوجه میشید که اون کار اونقدرها هم که فکرش رو می کردید سخت و ترسناک نیست و باعث میشه موانع ذهنی که برای خودتون بوجود آوردید و حقیقت ندارند از بین برند.

نکته دیگه اینه که هر چقدر این کار رو انجام میدیم و از محدوده ی راحتیمون خارج میشیم، این خارج شدنه برامون راحت تر میشه و اگر دوباره با موقعیت جدیدی روبرو بشیم راحت تر می تونیم اون موقعیت رو با کارایی بیشتری پشت سر بذاریم.

تمرین این کار باعث میشه اعتماد به نفسمون بالا بره، مهارت های جدیدی یاد بگیریم و در مواقع بحران عملکرد بهتری داشته باشیم.

 

آرزو می کنم که مرز های این محدوده برای شما از جهان فراتر بره. تو کامنت های همین پست شما هم می تونید چند نمونه از خارج شدن از محدوده راحتی رو که خودتون تجربه کردید رو بهمون بگید و بگید که این کار چه نتیجه ای برای شما داشته.