برای مشاهده نتایج کلید Enter و برای خروج کلید Esc را بفشارید.

پاتو از گلیمت درازتر کن

ما والدینی داریم که خیلـــی مهربونن، فرشته هایی هستند که خداوند به ما هدیه داده. همیشه حواسشون به ما هست که مشکلی برای ما پیش نیاد. اما امان از اون مواقعی که این دلسوزی پدرانه و یا مادرانه باعث میشه که ما رو به جلو حرکت نکنیم و کار های جدید رو امتحان نکنیم.

از همون زمان نوزادی و در هر دوره زندگی:

دست نزن، جیزه 🙂

اونجا نرو

اونکارو نکن

مواظب باش تو این کار پولتو از دست ندی

تو نمی تونی اینکارو انجام بدی

مطمئنی می خوای تمام سرمایه ات رو تو اینکار بذاری

و…

از بس این جمله ها و جمله های مشابه رو، پدر و مادرها و اطرافیان برای ما تکرار کردن که این برای ما شده یه باور و نمی تونیم ازش سرپیچی کنیم. ما زندانی هایی هستیم که زندان بانش، قاضیش، وکیل بی عرضه اش و همه کسایی که تو اون سیستم کار می کنن خودمون هستیم. ما اسیر شدیم. اسیری که اگر بخواهیم فرار کنیم زندان بان زودتر می فهمه.

خودمون، خودمون رو اسیر کردیم و منتظر هستیم که کسی بیاد و مارو نجات بده. دیگه وقتش شده که رها بشیم و این اتفاق نمی افته تا زمانی که خودمون بخواهیم. یه جمله ای همیشه داشتیم که ضرب المثل شده

پات رو از گلیمت دراز تر نکن

این جمله یعنی این که کاری که در حد و اندازه توعه انجام بده. اگر کسی اینو بهت گفت، تو هر ساختاری، بهش بگو که: چرا باید پاتو از گلیمم دراز تر نکنم؟ اگر اینکارو نکنم نمی تونم رشد کنم. نمی تونم بزرگ بشم. پس من پامو از گلیمم دراز تر می کنم. اینکار عواقبی هم داره ولی حاضرم بهاش رو بپردازم. پس پامو از گلیمم دراز تر می کنم و هیچ کس هم نمی تونه جلومو بگیره

الان بزرگ ترین کاری که می خواهید انجام بدید و می ترسید که شروعش کنید چیه؟ تو بخش نظرات با ما در میون بذارید.

اگر این مطلب رو دوست داشتی، مطالب زیرو هم بهت پیشنهاد میدم:

از تخت خوابت جداشو تا دنیاهای جدید رو تجربه کنی

الان آنجایی بودی که باید باشی فقط اگر…

من هر کاری بخوام می تونم بکنم